مهمترین ویژگی معلمان اثرگذار چیست؟ چرا یادگیرنده بودن از تجربه مهمتر است؟
آیا بهترین معلم کسی است که سالها سابقه تدریس دارد؟ یا معلمی که همچنان برای یاد گرفتن اشتیاق دارد؟
سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، همزمان با شرایط جنگ، در مدرسه ما جلسه شورای دبیران برای تصمیمگیری درباره نحوه برگزاری آزمونها برگزار شد. در پایان جلسه، تصمیم گرفته شد هر معلم در صورت تمایل بتواند از سایتهای آزمونساز برای طراحی و برگزاری آزمونهای خود استفاده کند. همچنین یکی از همکاران جوان مسئول شد نحوه کار با این ابزارها را به سایر دبیران آموزش دهد.
اما چیزی که آن روز توجه مرا جلب کرد، خودِ سایتهای آزمونساز نبود.
آنچه ذهنم را درگیر کرد، رفتار یکی از همکاران بود؛ معلمی با ۴۷ سال سابقه تدریس که با اشتیاق، حوصله و فروتنی در آن جلسه آموزشی شرکت کرد و با دقت نکات را یادداشت میکرد.
در همان مدرسه، همکارانی را هم میشناسم که حتی نیمی از این سابقه را ندارند، اما در چنین موقعیتهایی میگویند:
«من این همه سال تدریس کردم؛ دیگه نیازی ندارم این چیزها رو یاد بگیرم.»
همان روز یک سؤال مهم در ذهنم شکل گرفت:
چه چیزی باعث میشود یک معلم، بعد از دهها سال تدریس، همچنان مشتاق یادگیری باشد؟
شاید پاسخ همین سؤال، مهمترین تفاوت میان یک معلم معمولی و یک معلم اثرگذار باشد.
آیا هنوز خودمان هم در حال یادگیری هستیم؟
چند دقیقه با خودتان صادق باشید و به این سؤالها پاسخ دهید:
- آیا تاکنون بازدهی کلاسهای خود را بهصورت جدی بررسی کردهاید؟
- نقاط قوت و ضعف حرفهای خود را میشناسید؟
- در یک سال گذشته چند کتاب تخصصی در حوزه آموزش و تدریس خواندهاید؟
- آیا تدریس امسال شما با پنج سال قبل تفاوت محسوسی دارد؟
- در سال گذشته چه مهارت جدیدی یاد گرفتهاید که کیفیت کلاس شما را بهتر کرده باشد؟
اگر پاسخ بیشتر این سؤالها «نه» یا «هیچ» است، شاید وقت آن رسیده که یک حقیقت را بپذیریم.
ما هر روز از دانشآموزان میخواهیم یاد بگیرند، اما گاهی خودمان ماهها یا حتی سالها از یادگیری فاصله میگیریم.
آنقدر مشغول آموزش دادن میشویم که یاد گرفتن را فراموش میکنیم.
چرا یادگیرنده بودن مهمترین ویژگی معلمان اثرگذار است؟
بسیاری از ما تصور میکنیم بهترین معلم کسی است که بیشترین دانش، بهترین کلاس یا بیشترین سابقه تدریس را دارد.
همه اینها ارزشمند هستند، اما به نظر من مهمترین ویژگی یک معلم اثرگذار چیز دیگری است:
یادگیرنده بودن.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، توانایی یاد گرفتن از میزان دانستههای ما مهمتر شده است.
معلمی که ذهنیت یادگیرنده دارد، دائماً عملکرد خود را بررسی میکند، نقاط ضعفش را میشناسد و برای بهتر شدن تلاش میکند. شاید امروز کامل نباشد، اما هر روز یک قدم جلوتر از دیروز است.
در مقابل، معلمی که تصور میکند همه چیز را میداند، عملاً مسیر رشد خود را متوقف کرده است.
نکته جالب اینجاست که هرچه بیشتر یاد میگیریم، بیشتر متوجه میشویم هنوز چیزهای زیادی برای آموختن وجود دارد.
شاید به همین دلیل است که بهترین معلمان، معمولاً فروتنترین معلمان هم هستند.
چرا هر معلم باید یادگیرنده بماند؟
۱. سرعت تغییر دانش و فناوری
امروز دانش با سرعتی رشد میکند که شاید در هیچ دورهای از تاریخ سابقه نداشته است.
هوش مصنوعی، آموزش آنلاین، ابزارهای تولید محتوا، کلاسهای تعاملی و دهها فناوری دیگر، شیوه یادگیری دانشآموزان را تغییر دادهاند.
در چنین شرایطی، معلمی که یادگیری را متوقف کند، بهتدریج زبان نسل جدید را از دست میدهد و هر سال فاصله بیشتری میان او و دانشآموزانش ایجاد میشود.
نمیتوان دانشآموزان امروز را با دانش دیروز برای دنیای فردا آماده کرد.
۲. یادگیری، کیفیت تدریس را افزایش میدهد
یادگیری فقط به معنای آشنا شدن با فناوریهای جدید نیست.
هر سال پژوهشهای ارزشمندی درباره یادگیری، مدیریت کلاس، طراحی آزمون، انگیزهبخشی به دانشآموزان و روشهای تدریس منتشر میشود.
هر مهارت جدیدی که یاد میگیریم، میتواند کیفیت آموزش ما را بهتر کند.
البته یادگیری واقعی فقط با مطالعه اتفاق نمیافتد؛ باید آنچه یاد گرفتهایم را در کلاس اجرا کنیم، نتیجه را ببینیم و از اشتباهات خود درس بگیریم.
۳. یادگیری، فرصتهای جدیدی ایجاد میکند
یادگیری فقط کلاس درس را بهتر نمیکند؛ بلکه مسیرهای تازهای برای رشد حرفهای نیز پیش روی ما قرار میدهد.
امروز یک معلم میتواند با یادگیری تولید محتوا، تدریس آنلاین، استفاده از هوش مصنوعی، طراحی دوره آموزشی یا شبکهسازی حرفهای، فرصتهایی را ایجاد کند که چند سال پیش اصلاً وجود نداشتند.
اما فقط کسانی از این فرصتها استفاده میکنند که یادگیری را متوقف نکردهاند.
چگونه یادگیرنده بمانیم؟
یادگیرنده بودن یک اتفاق نیست؛ یک انتخاب است.
همانطور که برای تدریس برنامهریزی میکنیم، باید برای یادگیری خودمان هم برنامه داشته باشیم.
لازم نیست از فردا روزی چند ساعت مطالعه کنیم یا در چندین دوره آموزشی ثبتنام کنیم.
کافی است یادگیری را به بخشی ثابت از زندگی حرفهای خود تبدیل کنیم.
خواندن چند صفحه کتاب، دیدن یک ویدئوی آموزشی، شرکت در یک دوره کوتاه یا حتی یاد گرفتن یک نکته از یک همکار، میتواند آغاز یک تغییر بزرگ باشد.
یک اقدام کوچک، از همین امروز
قبل از اینکه این صفحه را ببندید، فقط از خودتان یک سؤال بپرسید:
«امروز چه کاری میتوانم انجام دهم که فقط یک درصد معلم بهتری شوم؟»
شاید پاسخ شما خواندن چند صفحه از یک کتاب باشد.
شاید یاد گرفتن یک ابزار جدید.
شاید دیدن یک ویدئوی آموزشی.
و شاید حتی گفتوگویی کوتاه با همکاری که تجربهای ارزشمند برای به اشتراک گذاشتن دارد.
مهم نیست قدم اول چقدر کوچک باشد؛ مهم این است که آن را بردارید.
زیرا رشد حرفهای معلمان، از قدمهای کوچک اما مستمر آغاز میشود.
جمعبندی
شاید مهمترین تفاوت میان یک معلم معمولی و یک معلم اثرگذار، استعداد یا سابقه تدریس نباشد؛ بلکه این باشد که یکی تصور میکند به مقصد رسیده است و دیگری هنوز خودش را در مسیر یادگیری میبیند.
اگر قرار باشد فقط یک عادت را از امروز در زندگی حرفهای خود ایجاد کنید، همان یادگیری مداوم است.
بهترین معلمان کسانی نیستند که همه پاسخها را میدانند؛ بلکه کسانی هستند که هیچوقت از پرسیدن سؤال و یاد گرفتن دست نمیکشند.